تبليغاتX
اندیشه اسلامی

اندیشه اسلامی

الهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

میلاد با سعادت سلطان خراسان حضرت شمس الشموس و امام رئوف امام هشتم ضامن آهو آقا و مولایمان امام رضا علیه السلام بر شیعیان مبارک باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/06ساعت 23:12  توسط مقداد  | 

 

1.اهل موسیقی عاقبت از دشمنان اهلبیت (ع) می گردد.

بر طبق روایات اهل بیت (ع) یکی از عواملی که باعث قطع شدن رابطه معنوی انسان با خدای تعالی می شود گناه نمودن است .در نتیجه موسیقی و آوازه خوانی که یکی از گناهان کبیره در شرع مقدس اسلام است نیز چنین تاثیری دارد . وکسانی که دائما با این امور سر و کار دارند یا به آنها گوش می دهند عاقبت کارشان به جائی خواهد رسید که از دشمنان خدا و اهلبیت خواهند شد (البته اگر توبه نکنند و به سوی خدا بازگشت ننمایند )برای مثال خدا عظیم در سوره روم آیه 10می فرمایند : عاقبت آن کسانی که عمل کردند گناهان را این شد که ایشان تکذیب نمودند آیات خدا و گفتار پیامبران و استهزا می نمودند انبیاء ما را.

نتیجه کل اینکه : صوت موسیقی که از صداهای حرام است گوش حق پذیر انسان را کر می سازد و مداومت بر این امور کار را به جائی می رساند که اگر برای مثال امام حسین (ع)هم شخص را موعظه کند برای شخص که به این امور اشتغال دارد سودبخش نیست.مگر آنکه لطف خدا شامل حال او شود . لذا به خاطر همین مطلب است که ما در احادیث مر بوط به حضرت صاحب (ع) می خوانیم یکی از اولین گروهی که به جنگ با حضرت می روند اهل ساز موسیقی و آوازه خوانی هستند.

منبع: سایت حدیث www.hadith


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/13ساعت 0:28  توسط مقداد  | 

عید سعید فطر بر همه  روزه داران و مجاهدان در راه نفس مبارک باد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/29ساعت 1:2  توسط مقداد  | 

اگر گيري وضو با آب زمزم
اگر سجاده گردد عرش اعظم
اگر گويي اذان بر بام افلاک
گر از تکبير شود سينه ات چاک
اگر ضرب المثل گردد خضوعت
به حمد و قل هو الله در رکوعت
اگر بر توحيدت باشد تعهد
اگر گردي شهيد اندر تشهد
مبادا بر نماز خود بنازي
علي را گر نداري بي نمازي


فرا رسدن ليالي قدر شب نزول قرآن شب سلام تا فجر را گرامي مي داريم و اميدوارم که خداوند به همه ي ما توفيق درک اين شب و توفيق توبه و ترک گناه به ما عنايت کند هم چنين فرا رسيدن شهادت حق وشير خدا و اولين مظلوم عالم علي عليه السلام را به تمام شيعيانش تسليت عرض مي کنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/19ساعت 0:22  توسط مقداد  | 

قبل از مطالعه  لطفا با تامل بخوانيد زيرا پيامبر راجب امت خويش در آخرالزمان سخن گفته است اميدوارم ما جزو اين دسته نباشيم و خداوند امام و صاحب ما را برساند

علامتهاي آخرالزمان  

 ابن عباس می گوید ما با پيامبر در آخرين حجي كه در سال آخر عمر خود بجاي آورد بوديم. رسول خدا حلقه در خانه كعبه را گرفت و رو به ما كرد و فرمود:

آيا حاضريد شما را از علامتهاي آخرالزمان با خبر سازم؟

سلمان كه در آن روز از همه به پيامبر نزديك بود عرض كرد:

آري يا رسول لله!

پيامبر فرمود:

از علامت هاي آخرالزمان ضايع كردن نماز ، پيروي از شهوات، تمايل به هوا پرستي، گرامي داشتن ثروتنمدان و فروختن دين به دنياست و در آن وقت قلب مومن در درونش آب مي شود مثل آب شدن نمك در آب! از اين همه زشتيها كه مي بيند و قدرت بر جلوگيري آن را ندارد.

سلمان پرسيد: آيا چنين چيزي واقع خواهد شد؟

حضرت فرمودند: آري به سوگند به  خداوند! اي سلمان! در آن وقت زمامداران وزيراني سابق، كارشناسان ستمگر و امنايي خائن بر مردم حكومت كنند

سلمان پرسيد: آيا چنين چيزي واقع خواهد شد؟

حضرت فرمودند: آري سوگند به خدا! اي سلمان! در آن وقت زشتي ها زيبا و زيبايي ها زشت مي شود. امانت به خيانتكار سپرده مي شود و امانتدار خيانت مي كند، دروغگو تصديق مي شود و راستگو تكذيب!

سلمان پرسيد: آيا چنين چيزي واقع خواهد شد؟

حضرت فرمودند: آري سوگند به خداوند! در آن وقت حكومت به دست زنان و مشورت بردگان خواهد بود، كودكان بر منبر مي نشينند ، دروغ خوشايند و زرنگي، زكات ضرر و بيت المال غنيمت محسوب مي شود!

اولاد در حق پدر و مادر جفا مي كنند و به دوستانشان نيكي مي نمايند و ستاره دنباله دار طلوع مي كند!

  

سلمان پرسيد: آيا چنين چيزي واقع خواهد شد؟ يا رسول لله

حضرت فرمودند:

آري ،اي سلمان! در آن زمان زنان در تجارت با شوهران خود شريك مي شوند، باران رحمت كم، جوانمردان بخيل، تهي دستان حقير مي شوند، بازارها به هم نزديك مي گردد و همه از خدا شكايت مي كنند. يكي مي گويد سودي نبردم و ديگري مي گويد چيزي نفروختم.

سلمان پرسيد: آيا چنين چيزي واقع خواهد شد؟

حضرت فرمودند:

آري، در آن وقت گروهي به حكومت مي رسند، اگر مردم حرف بزنند آنها را مي كشند و اگر سكوت كنند اموالشان را غارت،حقشان را پايمال مي كنند و خونشان را مي ريزنند و دلها پر از كينه و وحشت مي كنندو...

در آن زمان اشياء و قوانين را از شرق و غرب مي آورند و امت من رنگارنگ مي شوند، نه ، بر كوچك رحم مي كنند و نه، بر بزرگ احترام مي گذارند و نه گناهكاري را مي بخشند، هيكل هايشان مانند آدميان و قلب هايشان همچو شياطين است.

در آن زمان لواط زياد مي شود، مردان خود را شبيه زنان مي كنند و زنان خود را شبيه مردان، لعنت خدا برآنها باد!

در آن زمان مساجد را زينت مي كنند، قرآن ها را آرايش مي دهند و مناره هاي مساجد را بلند مي نمايند و صفهاي نمازگزاران زياد، اما دلهاشان به يكديگر كينه توز و زبانهايشان مختلف است!

مردان و پسران، خود را با طلا زينت مي كنن و لباس حرير و ديباج مي پوشند. پوست پلنگ را براي اظهار بزرگي در بر مي كنند.

ربا در بين مردم شايع مي شود و معاملات با غيبت و رشوه انجام مي گيرد، دين را مي گذارند و دنيا را بر مي دارند!

طلاق زياد مي شود، حدود اجرا نمي گردد، زنان خواننده و آلات نوازندگي آشكار مي گردد و اشرار امت به دنبال آنها مي روند، ثروتمندان براي تفريح و طبقه متوسط براي تجارت و فقرا براي ريا و خودنمايي به حج مي روند!

عده اي قرآن را براي غير خدا و عده اي براي خوانندگي ياد مي گيرند و گروهي نيز علم را براي غيرخدا مي آموزند، زنازاده فراوان مي شود و براي دنيا با يكديگر عداوت مي كنند!

پرده هاي حرمت پاره مي گردد،گناه زياد مي شود، بدان بر خوبان مسلط مي شوند دروغ فراوان، لجاجت شايع و فقر فزوني مي يابد، با انواع لباسها بر يكديگر فخر مي فروشند، قمار و آلات موسيقي را تعريف مي كنند و امر به معروف و نهي از منكر را زشت مي شمارند.

مومن واقعي در آن زمان خوار است، قاريان قرآن و عبادت كنندگان پيوسته از يكديگر بدگويي مي كنند و در ملكوت آسمانها آنان را افراد پليد مي دانند.

ثروتندان از فقر مي ترسند و بر فقرا رحم نمي كنند و آدمهاي نالايق درباره جامعه سخن مي گويند كه حقيقت ندارند، حرفهايشان فقط شعار است!

در آن زمان صداي توام با لرزش از زمين برميخيزد كه همه مي شنوند، گنجهاي طلا و نقره بيرون مي ريزند ولي براي انسان ديگر سودي نخواهد داشت و دنيا به آخر مي رسد...


منابع: 1. بحار جلد6 ص 306

2ۀ درسهايي از تاريخ داستان هاي بحارالانوار جلد 4 ص 30

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/04/07ساعت 1:10  توسط مقداد  | 

فرا رسيدن ماه رجب  و ولادت شكافنده ي علمها آقا امام محمد باقر عليه السلام را به تمام رجبيون و شيعيان تبريك گفته مي گويم
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/02ساعت 23:54  توسط مقداد  | 

روزى امير المؤ منين على عليه السلام در دوران خلافتش در خارج كوفه با يك نفر ذمى (يهودى يا مسيحى ) كه در پناه اسلام بود، همراه شدند.
مرد ذمى گفت :
بنده خدا كجا مى روى ؟
امام فرمود: به كوفه .
هر دو ره راه ادامه دادند تا سر دو راهى رسيدند، هنگامى كه ذمى جدا شد و راه خود را پيش گرفت برود، ديد كه رفيق مسلمانش از راه كوفه نرفت ، همراه او مى آيد.
مرد ذمى گفت :
مگر شما نفرمودى به كوفه مى روم ؟
فرمود: چرا.
شما از راه كوفه نرفتى ، راه كوفه آن يكى است .
مى دانم ولى پايان خوش رفاقتى آنست كه مرد، رفيق راهش را در هنگام جدايى چند قدم بدرقه كند و دستور پيغمبر ما همين است ، بدين جهت مى خواهم چند گام تو را بدرقه كنم . آنگاه به راه خود بر مى گردم .
ذمى گفت :
پيغمبر شما چنين دستور داده ؟
امام فرمود: بلى .
- اين كه آيين پيغمبر شما با سرعت در جهان پيش رفت كرد و چنين پيروان زياد پيدا نمود، حتما به خاطر همين اخلاق بزرگوارانه او بوده است .
مرد ذمى با امير المومنين سوى كوفه برگشت هنگامى كه شناخت همراه او خليفه مسلمانان بوده است ، مسلمان شد و اظهار داشت :
من شما را گواه مى گيرم كه پيرو دين و آيين شما مى باشم
منبع
داستانها ي بحار الانوار جلد3 .
بحار، ج 41، ص 53 و ج 74، ص 157.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/01ساعت 0:33  توسط مقداد  | 

Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic